Saturday, May 04, 2002
بعضي وقتها زندگي كردن مثل بالار�تن از يك سربالائي سخت با ماشيني كه بنزينش قطرت اخرش هست ،ميشود
تا ØØ§Ù„ا نشده بود اينقدر از تواضع كردن پشيمون بشم واقعا كه بقول امام صادق تكبر با ادم متكبر ،عبادت است
دوستي را به طلب هيچ مقصود نخواهيد ،مگر اعتلاي Ø±ÙˆØ .
چرا كه عشق اگر مقصدي تمنا كند ØŒ بغير انكه پرده خويش برگيرد Ùˆ راز خود برنمايد ،نام عشق نگيرد ØŒ Ùˆ خود ØØ¬Ø§Ø¨ÙŠ Ø´ÙˆØ¯ سترگ كه دامن گسترد Ùˆ بيهودگي بار ندهد.
و پيوسته انچه خوشتر ميداريد و عزيزتر مي شماريد در كار دوست كنيد .
واين Ú†Ù‡ باشد كه به كشتن وقت ØŒÙ…ØµØ§ØØ¨Øª دوست طلب كنيد ØŸ
غنيمت همراهي او را هميشه به قصد زيستن Ù„ØØ¸Ù‡ ها بجوييد ،به عزم سير در اعماق زندگي ØŒ
كه او جام نياز پر كند نه گودال بطالت
به روزگار شيرين ر�اقت ،س�ره خنده بگستريد و نان شادماني قسمت كنيد.
به شبنم اين بهانه هاي كوچك است كه در دل سپيده مي دمد و جان تازه ميشود.
جبران خليل جبران
چرا كه عشق اگر مقصدي تمنا كند ØŒ بغير انكه پرده خويش برگيرد Ùˆ راز خود برنمايد ،نام عشق نگيرد ØŒ Ùˆ خود ØØ¬Ø§Ø¨ÙŠ Ø´ÙˆØ¯ سترگ كه دامن گسترد Ùˆ بيهودگي بار ندهد.
و پيوسته انچه خوشتر ميداريد و عزيزتر مي شماريد در كار دوست كنيد .
واين Ú†Ù‡ باشد كه به كشتن وقت ØŒÙ…ØµØ§ØØ¨Øª دوست طلب كنيد ØŸ
غنيمت همراهي او را هميشه به قصد زيستن Ù„ØØ¸Ù‡ ها بجوييد ،به عزم سير در اعماق زندگي ØŒ
كه او جام نياز پر كند نه گودال بطالت
به روزگار شيرين ر�اقت ،س�ره خنده بگستريد و نان شادماني قسمت كنيد.
به شبنم اين بهانه هاي كوچك است كه در دل سپيده مي دمد و جان تازه ميشود.
جبران خليل جبران
Thursday, May 02, 2002
دل واله نهضت ØØ³ÙŠÙ† است
جان Ù…ØÙˆ ØÙ‚يقت ØØ³ÙŠÙ† است
دلهاي همه خدا پرستان
كانون Ù…ØØ¨Øª ØØ³ÙŠÙ† است
شد كشته كه عدل و دين نميرد
اين سر شهادت ØØ³ÙŠÙ† است
Ù�ØªØ Ù‡Ø¯Ù� از شكست خود ياÙ�ت
اين اصل سياست ØØ³ÙŠÙ† است
بر پاست ز وي اصول اسلام
دين زنده به همت ØØ³ÙŠÙ† است
اول ز جوان خود گذشتن
مصداق عدالت ØØ³ÙŠÙ† است
بوسيد غلام را چو �رزند
اين ØØ¯ مروت ØØ³ÙŠÙ† است
جان دادن ط�ل خود در اغوش
اندر خور طاقت ØØ³ÙŠÙ† است
ا�شاند به چرخ خون اصغر
اين رمز Ø´Ù�اعت ØØ³ÙŠÙ† است
در سجده سر از تنش جدا شد
اين پايه طاعت ØØ³ÙŠÙ† است
اندوه اسيري ØØ±ÙŠÙ…Ø´
ما Ù�وق مصيبت ØØ³ÙŠÙ† است
جان Ù…ØÙˆ ØÙ‚يقت ØØ³ÙŠÙ† است
دلهاي همه خدا پرستان
كانون Ù…ØØ¨Øª ØØ³ÙŠÙ† است
شد كشته كه عدل و دين نميرد
اين سر شهادت ØØ³ÙŠÙ† است
Ù�ØªØ Ù‡Ø¯Ù� از شكست خود ياÙ�ت
اين اصل سياست ØØ³ÙŠÙ† است
بر پاست ز وي اصول اسلام
دين زنده به همت ØØ³ÙŠÙ† است
اول ز جوان خود گذشتن
مصداق عدالت ØØ³ÙŠÙ† است
بوسيد غلام را چو �رزند
اين ØØ¯ مروت ØØ³ÙŠÙ† است
جان دادن ط�ل خود در اغوش
اندر خور طاقت ØØ³ÙŠÙ† است
ا�شاند به چرخ خون اصغر
اين رمز Ø´Ù�اعت ØØ³ÙŠÙ† است
در سجده سر از تنش جدا شد
اين پايه طاعت ØØ³ÙŠÙ† است
اندوه اسيري ØØ±ÙŠÙ…Ø´
ما Ù�وق مصيبت ØØ³ÙŠÙ† است
امروز رÙ�تم مدرسه پسرم ،به مناسبت اربعين برنامه داشتند ØŒ Ù…Ø¯Ø§Ø ÙƒÙ‡ ميخواست مداØÙŠ ÙƒÙ†Ø¯ Ú¯Ù�ت قسمتهائي از زيارت ناØÙŠÙ‡ مقدسه ميخوانم شما هم با امام زمان هم ناله بشويد ØŒ بعد شروع كرد يك جمله خوند ،گÙ�ت قربون اون ناله هاتون ØŒØØ§Ù„ا هيچ كسي هنوز گريه نكرده Ú†Ù‡ برسد به ناله ،يك جمله ديگه خوند Ú¯Ù�ت ،به به من قربان اين گريه هاي خالصانه شما ØŒ كم كم چند Ù†Ù�ر شروع كردن به گريه ØŒ جمله بعدي را خواند Ú¯Ù�ت هر Ú†ÙŠ ØØ§Ø¬Øª داريد از ØØ¶Ø±Øª عباس بگيريد امروز اخر امام زمان Ù�لان Ùˆ بهمان ØŒ اينجا ديگر گريه ها تشديد شد ØŒ ومن هم هي ØØ±Øµ ميخوردم ØŒ هر بار كه او يكي ازين تعرÙ�ات خودش رو ميگÙ�ت من عصبانيتم بيشتر ميشد ØŒ چرا بايد به دروغ مردم را وادار به گريه كنند ØŸ چرا مردم امام ØØ³ÙŠÙ† Ùˆ ØØ¶Ø±Øª عباس را Ù�قط به خاطر ØØ§Ø¬ØªÙ‡Ø§Ø´ÙˆÙ† بخواهند ؟چرا اخلاص را از مردم ميگيرند ØŸ چرا ريا را ترويج ميدهند ØŸ ايا همين ØØ±Ù�ها دليل اين نيست كه سالها پاي منبر امام ØØ³ÙŠÙ† ميشينيم اخرش يك ذره هم اخلاق ما ØØ³ÙŠÙ†ÙŠ Ù†Ù…ÙŠØ´ÙˆØ¯ ØŸ
ما ØØ³ÙŠÙ† را براي ØØ³ÙŠÙ† نميخواهيم ØŒ ما خدا رو براي خودش نميخواهيم ،ما عشق رو هم لكه دار كرديم .
تو اين Ù�كر ها بودم كه ياد مضرات Ù�كر كردن اÙ�تادم ،ديدم بازم اين Ù�كر كردذن اعصابم رو داغون كرد ،داشتم از دست Ù�كر كردم ØØ±Øµ ميخوردم كه يك دÙ�عه صداي ØØ³ÙŠÙ† مظلوم رو از Ù…Ø¯Ø§Ø Ø´Ù†ÙŠØ¯Ù… ØŒ اينجا بود كه اختيار رو از عقل Ùˆ Ù�Ùƒ رگرÙ�تم ودادم دست دل Ùˆ گريه كردم ØŒ اما نميدونستم براي غريبي امام ØØ³ÙŠÙ† روز عاشورا گريه ميكردم يا براي غريبي امروز امام ØØ³ÙŠÙ† كه در Ùˆ ديوار ØØ³ÙŠÙ† ØØ³ÙŠÙ† ميگويد اما بازهم ØØ³ÙŠÙ† غريب است :((((((((((
ما ØØ³ÙŠÙ† را براي ØØ³ÙŠÙ† نميخواهيم ØŒ ما خدا رو براي خودش نميخواهيم ،ما عشق رو هم لكه دار كرديم .
تو اين Ù�كر ها بودم كه ياد مضرات Ù�كر كردن اÙ�تادم ،ديدم بازم اين Ù�كر كردذن اعصابم رو داغون كرد ،داشتم از دست Ù�كر كردم ØØ±Øµ ميخوردم كه يك دÙ�عه صداي ØØ³ÙŠÙ† مظلوم رو از Ù…Ø¯Ø§Ø Ø´Ù†ÙŠØ¯Ù… ØŒ اينجا بود كه اختيار رو از عقل Ùˆ Ù�Ùƒ رگرÙ�تم ودادم دست دل Ùˆ گريه كردم ØŒ اما نميدونستم براي غريبي امام ØØ³ÙŠÙ† روز عاشورا گريه ميكردم يا براي غريبي امروز امام ØØ³ÙŠÙ† كه در Ùˆ ديوار ØØ³ÙŠÙ† ØØ³ÙŠÙ† ميگويد اما بازهم ØØ³ÙŠÙ† غريب است :((((((((((
Wednesday, May 01, 2002
ديشب يكي از دوستان به بنده Ù�رمودند كه دروبلاگت سعي كن مطالب متنوع بنويسي ØŒ اينقدر هم از دين Ùˆ مذهب Ù†Ú¯Ùˆ اخر زمانه اينقدر بد شده كه مردم اگر ببينند كسي از پيامبر يا امام ØØ³ÙŠÙ† Ú¯Ù�ته Ù�رار ميكنند،
اولش يكم از ØØ±Ù�Ø´ Ù†Ø§Ø±Ø§ØØª شدم اما بعد ديدم كه خود بنده ØÙ‚ير كه بقول ايشون از مذهب ØØ±Ù� ميزنم ØŒ وقتي يك Ù†Ù�ر ميبينم كه هي ØØ±Ù�هاي قلمبه سلمبه مذهبي ميزند توي دلم Ø§ØØ³Ø§Ø³ بدي پيدا ميكنم نسبت به او يا اگر ببينم يك Ù†Ù�ر ØªØ³Ø¨ÙŠØ Ø¯Ø³Øª گرÙ�ته Ùˆ مثلا دور دستش كرده كه مرتب ذكر بگويد بدم مياد ØŒ يا اينكه ببينم يك Ù†Ù�ر هي از كربلا ميايد ؤمشهد ميرود از مشهد مي ايد عمره مي رود از عمره ميايد باز دوباره كربلا Ùˆ هر وقت هم كه عكس Ø¶Ø±ÙŠØ Ø§Ù…Ø§Ù… ØØ³ÙŠÙ† را بگزارند اه عميقي ميكشد Ùˆ ميگويد Ø®ÙˆØ´Ø¨ØØ§Ù„شون پارسال همين موقع اونجا بودم دلم پر ميزنه براي Ø¶Ø±ÙŠØ Ø§Ù‚Ø§ ،باز Ø§ØØ³Ø§Ø³ بدي پيدا ميكنم ØŒ Ø§ØØ³Ø§Ø³ ميكنم همه اينها ريا است ØŒ هرچخ بخودم ميگويم ،زن اينها همه اش از جنس خراب تو است ،مردم مومنند اهل عبادت Ùˆ زيارتند چرا به مردم مومن اينطور نگاه ميكني ØŸÙ�ايده ندارد كه ندارد ØŒ نميگويم كه تا يك اخوند ببينم تو تلوزيون كانال را عوض ميكنم معمولا كمي گوش ميكنم ببينم Ú†Ù‡ ميگويد اما خيلي كم پيش ميايد كه از ØµØØ¨ØªÙ‡Ø§ÙŠ ÙŠÙƒÙŠ از انها خوش بيايد ØŒ
هميشه هم وقتي كه خودم مطلبي راجع به خدا وپيغمبر مينويسم ميترسم كه نكند خوانندگاني كه اين را ميخواند همين Ø§ØØ³Ø§Ø³ÙŠ ÙƒÙ‡ خودم نسبت به خيلي ها دارم ،پيدا كند ØŸ
خلاصه اينكه :
1ـاينكه مردم وقتي اينطور ØØ±Ù�ها ميشنوند Ù�رار ميكنند ،همه اش به خاطر بد شدن زمانه نيست ØŒ
2ـاين هم اصلا مختص زمانه ما نيست ،اشعار ØØ§Ù�ظ پر از نكوهش از سجاده ÙˆØªØ³Ø¨ÙŠØ ÙˆÙˆÙˆÙˆ است Ùˆ مسلما منظور ØØ§Ù�ظ همين ريا Ùˆ تزويري است كه پشت خيلي از سجاده ها Ùˆ ØªØ³Ø¨ÙŠØ Ù‡Ø§ نهÙ�ته است
اولش يكم از ØØ±Ù�Ø´ Ù†Ø§Ø±Ø§ØØª شدم اما بعد ديدم كه خود بنده ØÙ‚ير كه بقول ايشون از مذهب ØØ±Ù� ميزنم ØŒ وقتي يك Ù†Ù�ر ميبينم كه هي ØØ±Ù�هاي قلمبه سلمبه مذهبي ميزند توي دلم Ø§ØØ³Ø§Ø³ بدي پيدا ميكنم نسبت به او يا اگر ببينم يك Ù†Ù�ر ØªØ³Ø¨ÙŠØ Ø¯Ø³Øª گرÙ�ته Ùˆ مثلا دور دستش كرده كه مرتب ذكر بگويد بدم مياد ØŒ يا اينكه ببينم يك Ù†Ù�ر هي از كربلا ميايد ؤمشهد ميرود از مشهد مي ايد عمره مي رود از عمره ميايد باز دوباره كربلا Ùˆ هر وقت هم كه عكس Ø¶Ø±ÙŠØ Ø§Ù…Ø§Ù… ØØ³ÙŠÙ† را بگزارند اه عميقي ميكشد Ùˆ ميگويد Ø®ÙˆØ´Ø¨ØØ§Ù„شون پارسال همين موقع اونجا بودم دلم پر ميزنه براي Ø¶Ø±ÙŠØ Ø§Ù‚Ø§ ،باز Ø§ØØ³Ø§Ø³ بدي پيدا ميكنم ØŒ Ø§ØØ³Ø§Ø³ ميكنم همه اينها ريا است ØŒ هرچخ بخودم ميگويم ،زن اينها همه اش از جنس خراب تو است ،مردم مومنند اهل عبادت Ùˆ زيارتند چرا به مردم مومن اينطور نگاه ميكني ØŸÙ�ايده ندارد كه ندارد ØŒ نميگويم كه تا يك اخوند ببينم تو تلوزيون كانال را عوض ميكنم معمولا كمي گوش ميكنم ببينم Ú†Ù‡ ميگويد اما خيلي كم پيش ميايد كه از ØµØØ¨ØªÙ‡Ø§ÙŠ ÙŠÙƒÙŠ از انها خوش بيايد ØŒ
هميشه هم وقتي كه خودم مطلبي راجع به خدا وپيغمبر مينويسم ميترسم كه نكند خوانندگاني كه اين را ميخواند همين Ø§ØØ³Ø§Ø³ÙŠ ÙƒÙ‡ خودم نسبت به خيلي ها دارم ،پيدا كند ØŸ
خلاصه اينكه :
1ـاينكه مردم وقتي اينطور ØØ±Ù�ها ميشنوند Ù�رار ميكنند ،همه اش به خاطر بد شدن زمانه نيست ØŒ
2ـاين هم اصلا مختص زمانه ما نيست ،اشعار ØØ§Ù�ظ پر از نكوهش از سجاده ÙˆØªØ³Ø¨ÙŠØ ÙˆÙˆÙˆÙˆ است Ùˆ مسلما منظور ØØ§Ù�ظ همين ريا Ùˆ تزويري است كه پشت خيلي از سجاده ها Ùˆ ØªØ³Ø¨ÙŠØ Ù‡Ø§ نهÙ�ته است
سلام
اندر مضرات ت�كر
تا ØØ§Ù„ا Ù�كر كرديد چرا ØÙŠÙˆØ§Ù†Ø§Øª زبان بسته دچار اضطراب واÙ�سردگي واسكيزوÙ�رني واسترس Ùˆ هزار يك درد بي درمان ديگر نميشوند ØŸ
دليلش معلوم ÙˆÙˆØ§Ø¶Ø ÙˆÙ…Ø¨Ø±Ù‡Ù† است ،چون Ù�كر نميكنند .
اما ما اشرÙ� مخلوقات به هر چيزي كه بخوايم Ù�كر كنيم اخرش به بن بست ميرسيم ØŒ مثلا اگر يك روز ناگهان از خواب غÙ�لت بيدار شويم Ùˆ به اين زندگي روزمره Ù�كر كنيم كه هر روز از ØµØ¨Ø Ø¨ÙŠØ¯Ø§Ø± مشويم Ùˆ هر كس طبق مسواليتي كه دارد همان برنامه تكراري روز قبل را انجام ميدهد ØŒ چقدر Ø§ØØ³Ø§Ø³ ملال Ùˆ خستگي Ùˆ بي ØÙˆØµÙ„Ú¯ÙŠ خواهيم كرد ØŸ
ØØ§Ù„ا تصور كنيد اين Ù�كر بي ØØ§ØµÙ„ تداوم پيدا كند Ùˆ هميشگي شود ،ان وقت ايا ØÙˆØµÙ„Ù‡ ادامه دادن اين راه را خواهيم داشت ØŸ
از �كر كردن در مورد هد� خلقت چيزي نميگويم چون بزرگتر از من تو اين موضوع مانده اند ديگر من كه جاي خود دارد كه زبانم بند بياييد
در مورد عشق �كر كرديد؟
منكه اگر به عشق Ù�كر كنم اينقدر به درهاي بسته ميخورم كه اخر سر ØªØ±Ø¬ÙŠØ Ù…ÙŠØ¯Ù‡Ù… بگويم بابا همه اين ØØ±Ù�ها مزخرÙ�اتي بيش نيست Ùˆ عشقي وجود ندارد ØŒ اما مگر اين ØØ±Ù� مرا راضي ميكند ØŸ
اگر به گذشته هاي خود Ù�كر كنيم Ùˆ Ù„ØØ¸Ù‡ هائي كه از دست داديم Ùˆ ØØ³Ø±ØªÙ‡Ø§Ø¦ÙŠ ÙƒÙ‡ خورديم Ùˆ روزهائي كه ميتوانستيم با دوستانمان شاد باشيم اما بي دليل انها را رنجانديم Ùˆ Ù„ØØ¸Ø§ØªÙŠ ÙƒÙ‡ ميتوانستند Ù…Ù�يد باشند اما بيهوده گزرانديم ،انوقت جز ØØ³Ø±Øª Ùˆ اندوه Ùˆ غصه چيزي نصيبمان نخواهد شد .
خلاصه اينكه كش� امروز بنده اين است كه �كر كردن اصلا چيز خوبي نيست .
اندر مضرات ت�كر
تا ØØ§Ù„ا Ù�كر كرديد چرا ØÙŠÙˆØ§Ù†Ø§Øª زبان بسته دچار اضطراب واÙ�سردگي واسكيزوÙ�رني واسترس Ùˆ هزار يك درد بي درمان ديگر نميشوند ØŸ
دليلش معلوم ÙˆÙˆØ§Ø¶Ø ÙˆÙ…Ø¨Ø±Ù‡Ù† است ،چون Ù�كر نميكنند .
اما ما اشرÙ� مخلوقات به هر چيزي كه بخوايم Ù�كر كنيم اخرش به بن بست ميرسيم ØŒ مثلا اگر يك روز ناگهان از خواب غÙ�لت بيدار شويم Ùˆ به اين زندگي روزمره Ù�كر كنيم كه هر روز از ØµØ¨Ø Ø¨ÙŠØ¯Ø§Ø± مشويم Ùˆ هر كس طبق مسواليتي كه دارد همان برنامه تكراري روز قبل را انجام ميدهد ØŒ چقدر Ø§ØØ³Ø§Ø³ ملال Ùˆ خستگي Ùˆ بي ØÙˆØµÙ„Ú¯ÙŠ خواهيم كرد ØŸ
ØØ§Ù„ا تصور كنيد اين Ù�كر بي ØØ§ØµÙ„ تداوم پيدا كند Ùˆ هميشگي شود ،ان وقت ايا ØÙˆØµÙ„Ù‡ ادامه دادن اين راه را خواهيم داشت ØŸ
از �كر كردن در مورد هد� خلقت چيزي نميگويم چون بزرگتر از من تو اين موضوع مانده اند ديگر من كه جاي خود دارد كه زبانم بند بياييد
در مورد عشق �كر كرديد؟
منكه اگر به عشق Ù�كر كنم اينقدر به درهاي بسته ميخورم كه اخر سر ØªØ±Ø¬ÙŠØ Ù…ÙŠØ¯Ù‡Ù… بگويم بابا همه اين ØØ±Ù�ها مزخرÙ�اتي بيش نيست Ùˆ عشقي وجود ندارد ØŒ اما مگر اين ØØ±Ù� مرا راضي ميكند ØŸ
اگر به گذشته هاي خود Ù�كر كنيم Ùˆ Ù„ØØ¸Ù‡ هائي كه از دست داديم Ùˆ ØØ³Ø±ØªÙ‡Ø§Ø¦ÙŠ ÙƒÙ‡ خورديم Ùˆ روزهائي كه ميتوانستيم با دوستانمان شاد باشيم اما بي دليل انها را رنجانديم Ùˆ Ù„ØØ¸Ø§ØªÙŠ ÙƒÙ‡ ميتوانستند Ù…Ù�يد باشند اما بيهوده گزرانديم ،انوقت جز ØØ³Ø±Øª Ùˆ اندوه Ùˆ غصه چيزي نصيبمان نخواهد شد .
خلاصه اينكه كش� امروز بنده اين است كه �كر كردن اصلا چيز خوبي نيست .
يك كش� ديگر
بازم يك كشÙ� ديري در مورد دبلاگها به دست اوردم (Ø§ØØªÙ…الا تا چند وقت ديگر اسم ØÙ‚ير را در صدر ليست كاشÙ�ين بزرگ خواهيد ديد )
خلاصه كشÙ� جديد بنده اين هست كه وبلاگ نويسي يك تست اعتماد به Ù†Ù�س هم هست ØŒ اگر اعتماد به Ù†Ù�س را پذيرÙ�تن بي قيد وشرط خود بدانيم يعني اينكه هر طور هستيم خودمان را بپذيريم Ùˆ از بيان خود واقعي خود شرم نداشته باشيم وسعي در بهتر جلوه دادن خود نداشته باشيم ØŒ در اين صورت هرچه هنگام وبلاگ نويسي Ø±Ø§ØØªØªØ± در مورد خود،اÙ�كار ،ارزوها ØŒ اشتباهات Ùˆ...........ØØ±Ù� زديد Ùˆ از بيان مكنونات قلبي خود خجالت زده نشديم Ùˆ هرچه كمتر از خودسانسوري استÙ�اده كرديم اين يعني اينكه خودمان را پذيرÙ�ته ايم Ùˆ در نتيجه اعتماد به Ù†Ù�س خوبي داريم .
بازم يك كشÙ� ديري در مورد دبلاگها به دست اوردم (Ø§ØØªÙ…الا تا چند وقت ديگر اسم ØÙ‚ير را در صدر ليست كاشÙ�ين بزرگ خواهيد ديد )
خلاصه كشÙ� جديد بنده اين هست كه وبلاگ نويسي يك تست اعتماد به Ù†Ù�س هم هست ØŒ اگر اعتماد به Ù†Ù�س را پذيرÙ�تن بي قيد وشرط خود بدانيم يعني اينكه هر طور هستيم خودمان را بپذيريم Ùˆ از بيان خود واقعي خود شرم نداشته باشيم وسعي در بهتر جلوه دادن خود نداشته باشيم ØŒ در اين صورت هرچه هنگام وبلاگ نويسي Ø±Ø§ØØªØªØ± در مورد خود،اÙ�كار ،ارزوها ØŒ اشتباهات Ùˆ...........ØØ±Ù� زديد Ùˆ از بيان مكنونات قلبي خود خجالت زده نشديم Ùˆ هرچه كمتر از خودسانسوري استÙ�اده كرديم اين يعني اينكه خودمان را پذيرÙ�ته ايم Ùˆ در نتيجه اعتماد به Ù†Ù�س خوبي داريم .
سلام
يك ØØ¯ÙŠØ«ÙŠ Ù‡Ø³Øª Ù�كر كنم از ØØ¶Ø²Øª پيامبر باشه كه Ù�رمودند :هركس مصيبتهاي ديگران را ببيند ،مصيبت خودش بر او اسان گردد .
ØØ§Ù„ا شده جريان ما ،تا ØØ§Ù„ا Ù�كر ميكردم پسرم خيلي خشن ÙˆÙˆØØ´ÙŠ ØªØ´Ø±ÙŠÙ� داره ØŒ وهمه اش نگران بودم نكنه بيماري رواني داره ØŸ (اينم از مضرات مادرهائي كه درس روانشناسي خوندند )
خلاصه اگر بيچاره يكم صداشو بلند ميكرد اعصاب شيشه اي بنده داغون ميشد ودعواش ميكردم
ØØ§Ù„ا اين ØØ±Ù�ها Ú†Ù‡ ربطي داره به ØØ¯ÙŠØ«ÙŠ ÙƒÙ‡ Ú¯Ù�تم ØŸ
ربطش اين هست كه امروز سري زدم به وبلاگ پسر عموم وديدم كه واي Ú†Ù‡ بچه اي بوده Ùˆ ما خبر نداشتيم ،اولش كلي خنديدم بعدشم با خودم Ù�كر كردم بابا صد رØÙ…ت به عباس ،طÙ�Ù„ معصوم داشتم ميبردم تيمارستان بستريش كنم از ترس اينكه رواني شده ØŒ ØØ§Ù„ا ميبينم بابا Ú†Ù‡ خبره ØŒ
اگر من جاي مادر اين پسر عموي شيطون ومردم ازار بودم Ø§ØØªÙ…الا يا بچه رو سر به نيست ميكردم يا خودم خود كشي ميكردم .
تازه تا ØØ§Ù„ا Ù�كر ميكردم اگر بره كلاس كاراته بدتر ميشه براي همين ميترسيدم ببرمش كلاس ØŒØØ§Ù„ا ميبينم براي اين جور بچه ها بد كه نيست هيچي ،خوب هم هست .
ضمنا اين پسر عموي خشن از بعد از اينكه Ø±ÙˆØ Ù…Ø¨Ø§Ø±ÙƒØ´ÙˆÙ† تلطيÙ� شده يك شعر خيلي زيبا در مورد كودك رام الله سرودند كه خيلي جالبه
يك ØØ¯ÙŠØ«ÙŠ Ù‡Ø³Øª Ù�كر كنم از ØØ¶Ø²Øª پيامبر باشه كه Ù�رمودند :هركس مصيبتهاي ديگران را ببيند ،مصيبت خودش بر او اسان گردد .
ØØ§Ù„ا شده جريان ما ،تا ØØ§Ù„ا Ù�كر ميكردم پسرم خيلي خشن ÙˆÙˆØØ´ÙŠ ØªØ´Ø±ÙŠÙ� داره ØŒ وهمه اش نگران بودم نكنه بيماري رواني داره ØŸ (اينم از مضرات مادرهائي كه درس روانشناسي خوندند )
خلاصه اگر بيچاره يكم صداشو بلند ميكرد اعصاب شيشه اي بنده داغون ميشد ودعواش ميكردم
ØØ§Ù„ا اين ØØ±Ù�ها Ú†Ù‡ ربطي داره به ØØ¯ÙŠØ«ÙŠ ÙƒÙ‡ Ú¯Ù�تم ØŸ
ربطش اين هست كه امروز سري زدم به وبلاگ پسر عموم وديدم كه واي Ú†Ù‡ بچه اي بوده Ùˆ ما خبر نداشتيم ،اولش كلي خنديدم بعدشم با خودم Ù�كر كردم بابا صد رØÙ…ت به عباس ،طÙ�Ù„ معصوم داشتم ميبردم تيمارستان بستريش كنم از ترس اينكه رواني شده ØŒ ØØ§Ù„ا ميبينم بابا Ú†Ù‡ خبره ØŒ
اگر من جاي مادر اين پسر عموي شيطون ومردم ازار بودم Ø§ØØªÙ…الا يا بچه رو سر به نيست ميكردم يا خودم خود كشي ميكردم .
تازه تا ØØ§Ù„ا Ù�كر ميكردم اگر بره كلاس كاراته بدتر ميشه براي همين ميترسيدم ببرمش كلاس ØŒØØ§Ù„ا ميبينم براي اين جور بچه ها بد كه نيست هيچي ،خوب هم هست .
ضمنا اين پسر عموي خشن از بعد از اينكه Ø±ÙˆØ Ù…Ø¨Ø§Ø±ÙƒØ´ÙˆÙ† تلطيÙ� شده يك شعر خيلي زيبا در مورد كودك رام الله سرودند كه خيلي جالبه
Tuesday, April 30, 2002
امروز من تصميم گرÙ�تم خودم رو با وبلاگ نويسي Ø®Ù�Ù‡ كنم البته Ø§ØØªÙ…ال Ø®Ù�Ù‡ شدن شما هم با خوندن اين همه ØØ±Ù� زياده اما خوب شما مجبور نيستيد بخونيد ولي من مجبورم بنويسم ،چون اگه ننويسم ØØ±Ù�ام همينطور تو دلم ميمونه واونوقت Ø§ØØªÙ…ال تركيدنم زياد ميشه :D
داستان مجنون وشترش را كه مولانا تو مثنوي تعري� كرده شنيديد ؟
داستان ازاين قرار بود كه مجنون شتري داشت كه تازه بچه اش به دنيا امده بود ، يك روز مجنون تصميم ميگره بره به ديار ليلي ؤسوار شتر ميشه كه بره ولي شتر كه دلش پيش بچه اش بود نمياد خلاصه با زور وضرب شتر رو راه ميندازه كه بره وسطهاي راه مجنون ميره تو �كر ليلي و از شتر غا�ل ميشه ،به خودش مياد ميبينه كه برگشته دم در خونه اش ،دوباره از نو شروع ميكنه بازهم همين جريان تكرار ميشه ،خلاصه مدتي وضع به همين منوال ميگذره ،تا اينكه اخرش مجنون خسته ميشه وميگه :
گ�ت :اي ناقه چو ما هر دو عاشقيم
ما دو ضد ، بس همره نالايقيم
نيست بر و�ق من ،مهر ومهار
كرد بايد از تو عزلت اختيار
خلاصه اخرش مجنون شتر رو ميگزاره و خودش تنهائي راه ميو�ته به سمت ديار ليلي
اين داستان رو Ú¯Ù�تم كه Ø´Ø±Ø ØØ§Ù„ خودم رو بيان كنم ،من دقيقا اين ØØ§Ù„ت رو تجربه كردم البته هنوز تو همون مرØÙ„Ù‡ كشاكش با شتر هستم ÙˆÙ�كر هم نميكنم ØØ§Ù„ا ØØ§Ù„اها اين جنگ بين من وشتر تموم بشه ØŒ
چند وقت پيش كه مصمم سوار شتر شدم وميخواستم با سرعت برسم به مقصد ،خيلي به همريخته بودم ،هميشه Ø§ØØ³Ø§Ø³ غم وغصه ميكردم ØŒ شوهرم بهم Ú¯Ù�ت اخه زن تو چته ؟چرا اينقدر توهمي ØŸ Ú¯Ù�تم ميخوام خدا رو ببينم ØŒ اون هم انگار يك ادم جن زده رو ديده باشه برگشت Ú¯Ù�ت بسم الله الرØÙ…Ù† الرØÙŠÙ… ØŒ تو Ù�كر كردي خدا ديدن الكيه ØŸ اگر ميخواي خدا رو ببيني بايد خيلي زØÙ…ت بكشي ،گÙ�تم اما من اگر خدا رو نبينم نميتونم زØÙ…ت بكشم :(((((((((((
مگر ØØ¶Ø±Øª عليدر جواب اون Ù�ردي كه از ايشون پرسيد ايا خدا رو ديدي؟ Ù†Ù�رموده كه :كيÙ� اعبد ربا لم اره ؟چگونه خدائي رو كه نديدم عبادت كنم ØŸ
خلاصه الان برگشتم دم در خونه در واقع اومدم جاي اولم ØŒ نميدونم دوباره كي راه ميوÙ�تم اما بعد از اون تجربه اخرم شديدا تو اين Ù�كر اÙ�تادم كه اين راه راه خطرناكيه وبدون راهنما رÙ�تن مثل رÙ�تن تو جنگل در شب تاريكه .......... اون روزها گاهي به اين Ù�كر ميوÙ�تادم كه اصلا من Ú†Ù‡ ام به عرÙ�ان واين ØØ±Ù�ا ،همين نماز وروزه وواجباتي رو كه انجام ميدم كاÙ�يه ØŒ اما اون موقع اختيار دست خودم نبود كه با اين ØØ±Ù�ها منصرÙ� بشم ØŒØØ§Ù„ا هم دست خودم نيست كه راه بيوÙ�تم ،خود به خود وقتي موقعش برسه انجام ميشه
داستان ازاين قرار بود كه مجنون شتري داشت كه تازه بچه اش به دنيا امده بود ، يك روز مجنون تصميم ميگره بره به ديار ليلي ؤسوار شتر ميشه كه بره ولي شتر كه دلش پيش بچه اش بود نمياد خلاصه با زور وضرب شتر رو راه ميندازه كه بره وسطهاي راه مجنون ميره تو �كر ليلي و از شتر غا�ل ميشه ،به خودش مياد ميبينه كه برگشته دم در خونه اش ،دوباره از نو شروع ميكنه بازهم همين جريان تكرار ميشه ،خلاصه مدتي وضع به همين منوال ميگذره ،تا اينكه اخرش مجنون خسته ميشه وميگه :
گ�ت :اي ناقه چو ما هر دو عاشقيم
ما دو ضد ، بس همره نالايقيم
نيست بر و�ق من ،مهر ومهار
كرد بايد از تو عزلت اختيار
خلاصه اخرش مجنون شتر رو ميگزاره و خودش تنهائي راه ميو�ته به سمت ديار ليلي
اين داستان رو Ú¯Ù�تم كه Ø´Ø±Ø ØØ§Ù„ خودم رو بيان كنم ،من دقيقا اين ØØ§Ù„ت رو تجربه كردم البته هنوز تو همون مرØÙ„Ù‡ كشاكش با شتر هستم ÙˆÙ�كر هم نميكنم ØØ§Ù„ا ØØ§Ù„اها اين جنگ بين من وشتر تموم بشه ØŒ
چند وقت پيش كه مصمم سوار شتر شدم وميخواستم با سرعت برسم به مقصد ،خيلي به همريخته بودم ،هميشه Ø§ØØ³Ø§Ø³ غم وغصه ميكردم ØŒ شوهرم بهم Ú¯Ù�ت اخه زن تو چته ؟چرا اينقدر توهمي ØŸ Ú¯Ù�تم ميخوام خدا رو ببينم ØŒ اون هم انگار يك ادم جن زده رو ديده باشه برگشت Ú¯Ù�ت بسم الله الرØÙ…Ù† الرØÙŠÙ… ØŒ تو Ù�كر كردي خدا ديدن الكيه ØŸ اگر ميخواي خدا رو ببيني بايد خيلي زØÙ…ت بكشي ،گÙ�تم اما من اگر خدا رو نبينم نميتونم زØÙ…ت بكشم :(((((((((((
مگر ØØ¶Ø±Øª عليدر جواب اون Ù�ردي كه از ايشون پرسيد ايا خدا رو ديدي؟ Ù†Ù�رموده كه :كيÙ� اعبد ربا لم اره ؟چگونه خدائي رو كه نديدم عبادت كنم ØŸ
خلاصه الان برگشتم دم در خونه در واقع اومدم جاي اولم ØŒ نميدونم دوباره كي راه ميوÙ�تم اما بعد از اون تجربه اخرم شديدا تو اين Ù�كر اÙ�تادم كه اين راه راه خطرناكيه وبدون راهنما رÙ�تن مثل رÙ�تن تو جنگل در شب تاريكه .......... اون روزها گاهي به اين Ù�كر ميوÙ�تادم كه اصلا من Ú†Ù‡ ام به عرÙ�ان واين ØØ±Ù�ا ،همين نماز وروزه وواجباتي رو كه انجام ميدم كاÙ�يه ØŒ اما اون موقع اختيار دست خودم نبود كه با اين ØØ±Ù�ها منصرÙ� بشم ØŒØØ§Ù„ا هم دست خودم نيست كه راه بيوÙ�تم ،خود به خود وقتي موقعش برسه انجام ميشه
امروز نمايشگاه كتاب تهران اÙ�ØªØªØ§Ø Ù…ÙŠØ´Ù‡ ØŒ چند روز پيش داشتم كتابهائي رو كه از پارسال تا الان خوندم رو ميشمردم ØŒ ديدم ØØ¯ÙˆØ¯ 18كتاب + يك داستان 10جلدي يعني 28 جد كتاب ،خوندم ØŒ اما Ú†Ù‡ Ù�ايده به ØØ§Ù„Ù… داشت ،هيچي نشدم هموني كه بودم هستم ØŒ گاهي ارزو ميكنم اصلا سواد نداشتم ،كاش يك زن روستائي ساده بودم ازون ادماهائي كه تو عمرشون لاي هيچ كتابي رو باز نكردن هيچ ديوان شعري هم دستشون نگرÙ�تن ،اما پر از صÙ�ا Ùˆ مرام هستند يا به معني واقعي كلمه با معرÙ�تند ،از نگاهشون صميميت ÙˆÙ…ØØ¨Øª ميباره ØŒ ØØ±Ù�اشون با اينكه اينهمه اطلاعات وارد مغزشون نكردند جالبه اگر اسم امام ØØ³ÙŠÙ† بيارن بدون هايوهوي كردن چشمهاشون پراز اشك ميشه ،اگر از خدا بگند Ø§ØØ³Ø§Ø³ ميكني به يك جاهائي رسيدن كه دارند ØØ±Ù� ميزنند خلاصه سراسر وجودشون پاكي وصداقته اين چيزهارو نميشه با كتاب خوندن به دست اورد ØŒ نميخواهم با اين ØØ±Ù�ها كسي رو از كتاب خوندن منصرÙ� كنم هرچند اوني كه عاشق كتاب هست با اين ØØ±Ù�ها نظرش عوض نميشه ،خودم هم كه دارم اينها رو ميگم روز شماري ميكنم كي برم نمايشگاه وباز يك عالمه كتاب بخرم وباز خودم رو با كتابها Ø®Ù�Ù‡ كنم وباز به رسم به اونجائي كه ØØ§Ù„ا Ú†ÙŠ شد اينهمه كتاب خوندم ØŸ
يكي از كشÙ�ائي كه در اثر وبلاگ خواني بش رسيدم اين بود كه مردها هم دلشون ميگيره ØŒ من تا الان Ù�كر ميكردم كه مرد ها هيچوقت دل تنگ نميشن هيچ وقت دلشون نميگيره هيچ وقت بي ØÙˆØµÙ„Ù‡ نميشن ØŒ خوب شايد به اين خاطر اين طوري Ù�كر ميكردم كه مرهائي رو كه دور برم هستن اينطوري ميديدم ،مثلا تا ØØ§Ù„ا نشده يك بار ببينم شوهرم دلش گرÙ�ته (خوب البته كسي كه زن به اين خوبي داره اصلا Ú†Ù‡ معني داره دلش بگيره ØŸ :D (
برادرام هم همينطور بودن البته شايدهم به روي خودشون نميارن نمي دونم اما ، مردهاي كه اينجا (تو وبلاگ ) تو ديدم خيلي دلشون ميگيره ،دلتنگ ميشند ، بي ستاره ميشن ، گاهي هم مسا�ر از اب درميان ،گاهي نقاشهاي دلتنگي ميشند ، وخلاصه داستان دلتنگي وتنهائي و غصه هاي مرد ها هم زياده ، انگار �قط اقايون نيستند كه خانمها رو نشناختن ، خانمها هم اقايون رو نشناختن ،
اصلا هيچكس ،هيچكسي را نشناخت :(
هيچكس ،هيچكسي را نشناخت
هركه پرورده دست وطني
من ،منم ، دور زدنياي توام
تو ،توئي ،دور ز دنياي مني
زير ارامش خود ريخته ام
جوش تشويش به هر قطره خون
تو كه خويشي وزخود با خبري
هيچ داني كه منم اكنون چون ؟
من هم اي دوست كجا ره دارم؟
در دل خلوت بيگانه تو
شايد اندر پس اباد تو هست
تلخي خانه ويرانه تو
ناشناسيم وبه پندار شناس
اشنا، ليك به پهناي �ريب
هدچه از رشته به باطن داريم
ديگري راست تمناي غريب
نام شهر تو به گوشم نرسيد
زادگاهم زنگاه تو نهان
هردو اينجا به غريبي پابند
هم غريب از هم و هم بادگران
چون دلي با دل ديگر نزند
اشنا كس به كس ديگر نيست
هيچكس ، هيچكسي را نشناخت
تا چنينيم در اين پهنه زيست
برادرام هم همينطور بودن البته شايدهم به روي خودشون نميارن نمي دونم اما ، مردهاي كه اينجا (تو وبلاگ ) تو ديدم خيلي دلشون ميگيره ،دلتنگ ميشند ، بي ستاره ميشن ، گاهي هم مسا�ر از اب درميان ،گاهي نقاشهاي دلتنگي ميشند ، وخلاصه داستان دلتنگي وتنهائي و غصه هاي مرد ها هم زياده ، انگار �قط اقايون نيستند كه خانمها رو نشناختن ، خانمها هم اقايون رو نشناختن ،
اصلا هيچكس ،هيچكسي را نشناخت :(
هيچكس ،هيچكسي را نشناخت
هركه پرورده دست وطني
من ،منم ، دور زدنياي توام
تو ،توئي ،دور ز دنياي مني
زير ارامش خود ريخته ام
جوش تشويش به هر قطره خون
تو كه خويشي وزخود با خبري
هيچ داني كه منم اكنون چون ؟
من هم اي دوست كجا ره دارم؟
در دل خلوت بيگانه تو
شايد اندر پس اباد تو هست
تلخي خانه ويرانه تو
ناشناسيم وبه پندار شناس
اشنا، ليك به پهناي �ريب
هدچه از رشته به باطن داريم
ديگري راست تمناي غريب
نام شهر تو به گوشم نرسيد
زادگاهم زنگاه تو نهان
هردو اينجا به غريبي پابند
هم غريب از هم و هم بادگران
چون دلي با دل ديگر نزند
اشنا كس به كس ديگر نيست
هيچكس ، هيچكسي را نشناخت
تا چنينيم در اين پهنه زيست
من رÙ�تم كارهامو انجام دادم وامدم ،به همه كارهام رسيدم جز يك كار مهم اونهم بازي كردن با امنه ،اخه من هر روز اقلا نيم ساعت با امنه بازي ميكنم بعضي وقتها هم يك ساعت نميدونيد Ú†Ù‡ كار طاقت Ù�رسائي ØŒ بنظرم سختترين كار بچه داري همين بازي كردن با بچه هاست مخصوصا براي من كه هيچوقت تو عمرم ØÙˆØµÙ„Ù‡ بچه ها وبازي با اونا رو نداشتم ØŒ ØØ§Ù„ا Ù�كرش رو بكنيد بايد بچه امنه بشم واون من رو بكشونو دنبال خودش هر روز از اول ØµØ¨Ø ÙƒÙ‡ بيدار ميشه چادر من رو سرش ميكنه بعد هم مامانم ميشه وبا يك جذبه اي كه اگر من نصÙ� اون جذبه رو داشتم تا ØØ§Ù„ا كلي وضعم خوب شده بود بهم ميگه مامان بيا بازي كنيم ØŒ ØØªÙ…ا بايد من بچه بشم ØŒ بقول Ù�رويد بچه ها تو بازي ميخوان زندگي واقعي رو بازسازي كنن واينطوري Ø§ØØ³Ø§Ø³ ميكنند كه زندگي رو ميتوانند كنترل كنند خلاصه اونهم تو بازي همين كار رو ميكنه Ùˆ بعضي وقتها مثل يك اينه رÙ�تار خودم رو به خودم برميگردونه ؤگاهي هم چند برابر غليظترش ميكنه .
Monday, April 29, 2002
چقدر از دست خودم ØØ±Øµ ميخورم از بچگي همينطور بودم ØØ§Ù„ا هم كه پير شدم بازم همينجورم اصلا اين Ú†Ù‡ معني داره كه اين جوري باشم ØŸ
راسي هنوز نگ�تم چه جوري هستم ؟
اها من هروقت خيلي كار دارم بجاي اينكه برم كارامو انجام بدم مخصوصا خودمو با يك چيز ديگه سرگرم ميكنم مثل الان كه يك عالمه كار تو اشپزخونه دارم ولي دارم تو وبلاگها ميچرخم هر Ù„ØØ¸Ù‡ هم ياد كاراي عقب اÙ�تاده ميوÙ�تم ونهيبي به خودم ميزنم اما Ù�ايده نداره ،يادمه وقتي Ù…ØØµÙ„ بودم هروقت خيلي درس داشتم ميرÙ�تم ميخوابيدم
راسي هنوز نگ�تم چه جوري هستم ؟
اها من هروقت خيلي كار دارم بجاي اينكه برم كارامو انجام بدم مخصوصا خودمو با يك چيز ديگه سرگرم ميكنم مثل الان كه يك عالمه كار تو اشپزخونه دارم ولي دارم تو وبلاگها ميچرخم هر Ù„ØØ¸Ù‡ هم ياد كاراي عقب اÙ�تاده ميوÙ�تم ونهيبي به خودم ميزنم اما Ù�ايده نداره ،يادمه وقتي Ù…ØØµÙ„ بودم هروقت خيلي درس داشتم ميرÙ�تم ميخوابيدم
Sunday, April 28, 2002
اگر دوست داريد نسوان Ù…ØØªØ±Ù…Ù‡ را بهتر بشناسيد به اينجا يك سري بزنيد
البته اين شما رو مستقيما به Ù…ØÙ„ مورد نظر نميبره بنابراين وقتي وارد شدشد بريد به سمت تالار جامعه ومردم ،موضوع زنان را چگونه بايد شناخت
ارزوي تو�يق در اين امر خطير را براتون دارم
البته اين شما رو مستقيما به Ù…ØÙ„ مورد نظر نميبره بنابراين وقتي وارد شدشد بريد به سمت تالار جامعه ومردم ،موضوع زنان را چگونه بايد شناخت
ارزوي تو�يق در اين امر خطير را براتون دارم
سلام
نقش من�ي زن در سريالهاي صدا وسيما
اگر از سر ناچاري به سريالهاي بي مزه صدا وسيما نگاهي بندازيد ،ميبينيد كه چه چهره من�ي از زن ترسيم ميكنند
زن دراين سريالها يك موجود بي عقل ،بي مصرÙ� ،شديدا Ø§ØØ³Ø§Ø³Ø§ØªÙŠ ØŒØ¨ÙŠ منطق وووو
مثلا همين ديشب در سريال پوليس جوان ،عده اي از زنان Ù…ØÙ„Ù‡ به عنوان مادران خط نجات معرÙ�ÙŠ ميشوند(ØØ§Ù„ا اين Ø§ØµØ·Ù„Ø§Ø Ø§Ø² كجا امده وچرا اختراع شده خدا ميداند )
اين خانمها قرار بود ماموريتي انجام دهند اما به جاي گزارش كارشون ØŒ سر اينكه جناب سروان شبيه مادرش هست يا پدرش 1ساعت جر ÙˆØ¨ØØ« ميكنند ،در ØÙŠÙ† ارائه گزارش اينقدر مسخره بازي در مياورند كه ستوان وهمراهانش به انها ميخندند،
اين رو مقايسه كنيد با نقش پررنگ زن در Ù�يلمهاي غربي (ØØ§Ù„ا اينكه واقعا انجا نقش زن به همين پررنگي هست يا نه خدا ميداند ولي ØØ¯ اقل تلقين خوبي براي خانمها هست ) در ان Ù�يلمها كه الزاما در هر گروهي بايد ØØ¯ اقل يك زن باشد ،ان زن معمولا نقش موثر ÙˆÙ�عالي دارد .
اين نگرش نسبت به زن كه كاملا غير واقع بينانه است ، چيزي جز تخريب چهره زن وتلقين من�ي به دختران وزنان جامعه نيست و من بعيد ميدانم كه اينها همه سهوي و از روي غ�لت باشد ،ظاهرا دشمني كه اينهمه از ان ميگويند در خانه خودمان است ;)
مثال دراين مورد زياد هست ومجال ذكر بيشتر انها نيست ،اما مساله ديگري كه جلب توجه ميكند ، چهره نامطلوبي كه از زنان چادري در صدا وسيما (سريالهاي صدا وسيما ) نمايش ميدهند .
معمولا خانمهاي �قير ،بدبخت وبيچاره ،بد اخلاق وبد عنق ،خشك مقدس و خشن رو چادري نشان ميدند ،
براي ا�رادي كه در خانواده خود برخوردي با زنان چادري ندارند اين توهم پيش مياد كه همه زنان چادري همچين موجودات نامطلوبي هستند و اين هم چيزي نيست جز به سامان رساندن اهدا� دشمن
نقش من�ي زن در سريالهاي صدا وسيما
اگر از سر ناچاري به سريالهاي بي مزه صدا وسيما نگاهي بندازيد ،ميبينيد كه چه چهره من�ي از زن ترسيم ميكنند
زن دراين سريالها يك موجود بي عقل ،بي مصرÙ� ،شديدا Ø§ØØ³Ø§Ø³Ø§ØªÙŠ ØŒØ¨ÙŠ منطق وووو
مثلا همين ديشب در سريال پوليس جوان ،عده اي از زنان Ù…ØÙ„Ù‡ به عنوان مادران خط نجات معرÙ�ÙŠ ميشوند(ØØ§Ù„ا اين Ø§ØµØ·Ù„Ø§Ø Ø§Ø² كجا امده وچرا اختراع شده خدا ميداند )
اين خانمها قرار بود ماموريتي انجام دهند اما به جاي گزارش كارشون ØŒ سر اينكه جناب سروان شبيه مادرش هست يا پدرش 1ساعت جر ÙˆØ¨ØØ« ميكنند ،در ØÙŠÙ† ارائه گزارش اينقدر مسخره بازي در مياورند كه ستوان وهمراهانش به انها ميخندند،
اين رو مقايسه كنيد با نقش پررنگ زن در Ù�يلمهاي غربي (ØØ§Ù„ا اينكه واقعا انجا نقش زن به همين پررنگي هست يا نه خدا ميداند ولي ØØ¯ اقل تلقين خوبي براي خانمها هست ) در ان Ù�يلمها كه الزاما در هر گروهي بايد ØØ¯ اقل يك زن باشد ،ان زن معمولا نقش موثر ÙˆÙ�عالي دارد .
اين نگرش نسبت به زن كه كاملا غير واقع بينانه است ، چيزي جز تخريب چهره زن وتلقين من�ي به دختران وزنان جامعه نيست و من بعيد ميدانم كه اينها همه سهوي و از روي غ�لت باشد ،ظاهرا دشمني كه اينهمه از ان ميگويند در خانه خودمان است ;)
مثال دراين مورد زياد هست ومجال ذكر بيشتر انها نيست ،اما مساله ديگري كه جلب توجه ميكند ، چهره نامطلوبي كه از زنان چادري در صدا وسيما (سريالهاي صدا وسيما ) نمايش ميدهند .
معمولا خانمهاي �قير ،بدبخت وبيچاره ،بد اخلاق وبد عنق ،خشك مقدس و خشن رو چادري نشان ميدند ،
براي ا�رادي كه در خانواده خود برخوردي با زنان چادري ندارند اين توهم پيش مياد كه همه زنان چادري همچين موجودات نامطلوبي هستند و اين هم چيزي نيست جز به سامان رساندن اهدا� دشمن
