Saturday, May 11, 2002

ياري اندر كس نميبينم ياران را چه شد ؟
دوستي كي اخر امد ،دوستداران را چه شد؟
اب حيوان تيره گون شد ،خضر �رخ پي كجاست؟
خون چكيد از شاخ گل باد بهاران را چه شد ؟
كس نمي گويد كه ياري داشت حق دوستي
حق شناسان را چه حال ا�تاد و ياران را چه شد ؟
لعلي از كان مروت بر نيامد سالهاست
تابش خورشيد و سعي باد و باران را چه شد ؟
شهرياران بود و خاك مهربانان اين ديار
مهرباني كي سرامد شهرياران را چه شد ؟
گوي تو�يق و كرامت در ميان ا�كندهاند
كس به ميدان در نمي ايد سواران را چه شد ؟
صدهزاران گل شك�ت و بانگ مرغي برنخاست
عندليبان را چه پيش امد هزاران را چه شد ؟
زهره سازي خوش نمي سازد ،مگر عودش بسوخت ؟
كس ندارد ذوق مستي ميگساران را چه شد ؟
حا�ظ اسرار الهي كس نميداند خموش
از كه مي پرسي كه دور روزگاران را چه شد ؟

(حا�ظ)
جستجوي بي نتيجه
هرچه جستجو كردم جواب يك سوال را پيدا نكردم و ان اينكه ميشه رو دوستيهاي انترنتي اسم دوستي گذاشت يا نه ؟
هركس جواب اين سوال را پيدا كرده لط�ا به منم اطلاع بده .
گريه شبانه

شب امد و دل تنگم هواي خانه گر�ت
دوباره گريه بي طاقتم بهانه گر�ت
شكيب درد خموشانه ام دوباره شكست
دوباره خرمن خاكسترم زبانه گر�ت
نشاط زمزمه زاري شد و به شعر نشست
صداي خنده �غان گشت و در ترانه گر�ت
زهي پسند كماندار �تنه كز بن تير
نگاه كرد و دو چشم مرا نشانه گر�ت
اميد عا�يتم بود روزگار نخواست
قرار عيش و امان داشتم زمانه گر�ت
زهي بخيل ستمگر كه هرچه داد به من
به تيغ بازستاند و به تازيانه گر�ت
چو دود بي سر و سامان شدم كه برق بلا
به خرمنم زد و اتش در اشيانه گر�ت
چه جاي گل كه درخت كهن ز ريشه بسوخت
ازين سموم ن�س كش كه در جوانه گر�ت
دل گر�ته من همچو ابر باراني
گشايشي مگر از گريه شبانه گر�ت

(سايه)

Friday, May 10, 2002

سلام

تنها ترين سردار

امشب باز دلم گر�ته ، به ياد غربت امام حسن مجتبي به ياد تنهائي او به ياد بزرگواري كه مردم پست زر و زور و تزوير را به او ترجيح دادند به ياد كسي كه نزديكترين ا�رادش به او خيانت كردند و ووقتي ناچار به صلح شد به او خطاب كردند يا مذل المومنين ، به ياد رنجها و دردهائي كه امام از مردم نا سپاس ديدند ، به ياد امام صبوري كه همه تلخيها را به نيكي تحمل كرد ،
شايد زيباترين چيزي كه در سريال تنهاترين سردار بود اسم ان بود ،امام واقعا تنها بود ، انگار انسانهاي بزرگوار و برجسته هميشه بايد تنها باشند و تنهائي از تقارن با اين بزرگواران تقدس پيدا ميكند.


اين عكس را چند وقت پيش يكي از دوستان برام �رستاد
�رداش خواب ديدم كه نشيتم پاي دستگاه و دارم تو نت ميچرخم يك د�عه بوي شوختگي به مشام مباركم رسيد ر�تم تو هال وديدم كه اشپزخونه سوخته چرا كه غذارا گذاشته بودم توي �ر و از بس نشستم پاي دستگاه از غذا يادم ر�ت و �ر من�جر شده ،در نتيجه اشپزخونه هم شوخته

اميدوارم شما با ديدن اين عكس ازين خوابها نبينيد
حيله هاي زنان (اقايون لط�ا اين را نخونند )

از انجا كه در قديم الايام مردان را اعتقاد باطلي بود كه زنان موجودات حيله گري هستند ، داستانهاي �راواني دراين باب تالي� كردند از جمله اينكه روزي مردي دوره گرد در شهري جار ميزد كه كتابي تالي� كرده و در ان تمام حيله هاي زنان را ثبت نموده ، هر مردي كه اين كتاب را بخواند ديگر �ريب هيچ زني نخواد خورد ،
زني اين را شنيد و از خانه بيرون امد ، مرد را صدا زد و به او گ�ت :
ايا تو ادعا ميكني تمام حيله هاي زنان را �هميدي ؟
گ�ت :اري
زن گ�ت : محال است كه كسي بتواند همچين كاري بكند .
مرد با غرور گ�ت ولي من توانستم
زن گ�ت: پس حال كه چنين است ميخواهم براي اين كار به تو پاداشي دهم ، به خانه من بيا .
مرد با خوشحالي پذير�ت و به خانه ان زن ر�ت .
زن هم ر�ت و لباس زيبائي پوشيد و خود را ارايش كرد و بعد با عشوه و ناز امد نزد ان مرد ، مرد كه خيلي خوشحال شده بود كه به اين اساني زن زيبائي را گير اورده و ....... سر از پا نميشناخت
در همين حين ،شوهر ان زن امد ، زن به مرد نويسنده گ�ت كه �ورا برو در صندوقچه پنهان شو ، مرد كه از ترس نزديك بود قالب تهي كند �وري ر�ت در صندوقچه پنهان گشت .

همسر زن امد و زن كل ماجرا را براي مرد تعري� كرد و به او گ�ت كه اكنون ان مرد در صنوقچه پنهان است اين هم كليد ان ،برو و حساب اورا برس ،مرد كه به شدت خشمگين گشته بود �وري كليد را از زن گر�ت و زن هم بلا�اصله گ�ت : �راموش
مرد كه تازه يادش ا�تاده بود با همسرش شرط بسته بوده ،از نقشه همسرش براي بردن شرط خنديد و ان مرد بدبخت كه در صندوقچه بود ن�س راحتي كشيد
بعد از مدتي شوهر زن از خانه خارج شد ، زن ر�ت به سراغ مرد و به او گ�ت :

ايا اين حيله را هم در كتاب خود نوشته بودي ؟
مرد با ترس و لرز گ�ت نه ،اقرار ميكنم كه كسي نمي تواند حيله هاي شما زنان را بداند .
بعدهم هرچه توان داشت جمع كرد و پا گذاشت به �رار.
ن�رين و دعا

زاهدي به پيرزني اسيابان گ�ت : گندم مرا ارد كن و گرنه ن�رين ميكنم تا خرت تبديل به سنگ شود.
پيرزن گ�ت:
خر را رها كن ، اگر راست ميگوئي دعا كن تا گندمت تبديل به ارد شود .

Thursday, May 09, 2002




استثمار كودكان
هروقت كودكي. را در خيابان ميبينم با لباسهاي ژنده و سر وضع ژوليده كه مشغول تكدي يا �روختن ادامس و اين قبيل كارهاست ،به حال كودكي از دست ر�ته او ا�سوس ميخورم
با همه پيشر�تهائي كه بشريت از عصرهاي پيشين تا كنون داشته ،مثل حذ� بردگي ،ازاديهاي زنان وغيره اما هنوز كه هنوز است در دنيا كودكان استثمار ميشوند و به كارهاي خطرناك مبادرت ميورزند
طبق گزارش اژانس بين المللي كار در دنيا از هر 8 كودك يك ن�ر انها يه كارهائي اشتغال دارد كه باعث وارد امدن صدمات جسمي و روحي به او ميشود .
همچنين اعلام كرد كه در كل دنيا 246مليون كودك به كارهاي پرمخاطره كه در سطح كار كودكان نميگنجد اشتغال دارند

كلونيك
دكتر �وكوياما معتقد است كه شبيه سازي يا كلونيك غير از مسائل اخلاقي كه باعث منع ان ميشود ،از نظر اجتماعي نيز داراي مشكلاتي است چرا كه �رزندي كه ازاين راه ايجاد ميشود از يك سو �رزند است و از سوي ديگر با يكي از والدين خود دوقلو محسوب ميشود ، به نظر ايشان بايد از اين علم براي درمان بيماريهاي ژنتيكي است�اده كرد نه ايجاد انسانها .
اگر خواستيد م�طلتر از نظر ايشان اگاهي پيدا كنيد اينجا را كليك كنيد .

تئوري تكامل
دانشمندان تئوري پيشين تكامل را رد كردند اگر به اين موضوع علاقمند هستيد اين را بخوانيد

كاش گلها هيچ وقت پژمرده نميشدند :(((((((((

Wednesday, May 08, 2002

سلام

امشب من خيلي ذوق زده شدم اخر زنگ زدم مطب دكتر دژكام، بهترين استاد دوران تحصيلم ،ه�ته معلم را تبريك گ�تم بعد از 4سال �كر نيمي كردم بشناستم ،اما تا خودم را معر�ي كردم شناخت نمي دونيد چقدر ذوق كردم اينقدر كه زبونم بند اومد اصلا نمي�هميدم چي بگم ،استاد هم خوشحال شد ، من به ايشون خيلي ارادت دارم چون هم از نظر علمي خيلي باسوادند هم از نظر اخلاقي خيلي متواضع اند
يكي از اساتيدمون كه خودش شاگرد دكتر دژكام بود و حالا همكار ايشون شده بود تعري� ميكرد كه هروقت وارد استاد سرا ميشه و دكتر دژكام هم انجا هستند جلوي اون بلند ميشوند ، ميگ�ت به دكتر ميگم من اينطوري خجالت ميكشم شرمنده ميشم ، اما دكتر ميگ�تند شما همكار مني �رقي نميكني با بقيه همكاران .
اين خاطره استاد كه از استادش تعري� كرد هميشه تو ذهنم مونده و باعث بالار�تن شان دكتر در نظرم شده .
يكي از دوستان عزيز اشاره كردند به بنده كه اينكه گ�تم حضرت زهرا تنها دختر پيامبر بودند اشتباه است ،
خيلي از مسائل هست كه بقدري شايع شده در بين مردم و در كتب غير تاريخي كه همه تصور ميكنند مستند هست ، نمونه ان دختران حضرت امام حسين ، عروسي قاسم در كربلا ، شيونها و زاري ام ليلا مادر علي اكبر ، محبوب بودن عائشه در نزد پيامبر و مشابه اينها كه خيلي زيادند ، يكي از اينها هم اين است كه پيامبر به جز حضرت زهرا 2دختر به نام زينب و رقيه هم داشتند ،بعضي هم گ�تند 3 دختر و دختري به نام ام كلثوم هم اضا�ه كردند ، اما اين موضوع از جمله مسائلي است كه اختلا� بر سر ان زياد است ،عده اي معتقدند كه اين دختران پيامبر در كودكي مردند ، عده اي معتقدند كه اينها دختران حضرت خديجه بودند ، وعده اي كه معتقدند اصلا حضرت خديجه قبل از پيامبر ازدواج نكرده بوده و اينها دختران خواهر او هستند كه پس از �وت خواهرش به �رزندخواندگي پذير�ته و به تبع ان دختر خوانده پيامبر هم محسوب ميشدند ، و از انجا كه اعراب �رزند خوانده ها را ،�رزند خود ميخواندند اين اشتباه پيش امد كه اينها دختران خود پيامبر هستند ، ا�رادي كه تحقيق كردند در اين زمينه نظر اخر را قبول دارند زيرا در تاريخ هيچ گاه ذكري ازاينكه پيامبر به ديدن اين دختران مير�ته با اينكه نقشي در زندگي پيامبر داشته اند نيست ، درصورتي كه پيامبر هروقت به س�ر مي ر�ته قبل از ر�تن و بعد از برگشتن به ديدن دخترش �اطمه زهرا مير�ته ، البته اين يكي از دلايل تاريخي بر صحت اين نظر است ، و دلايل بيشتري دراين زمينه هست كه اگر وارد انها بشوم حر� طولاني ميشود

Tuesday, May 07, 2002

ايدز
در قاره اسيا هر 5 دقيقه 1ن�ر به ايدز مبتلا ميشود L
و در ايران طبق امار رسمي (غير رسميش خدا ميدونه چه خبره ) 3هزار و 430 ن�ر مبتلا به ايدز هستند
ا�سردگي در زنان

شيوع اكثر بيماريهاي رواني مخصوصا بيماريهاي سايكوتيك (روان پريشي) و بيماريهاي رواني دوره كودكي ، در مردان بيشتر از زنان است ، اما ا�سردگي در بين زنان 2برابر مردان است ، در صورتي كه مايل بوديد اطلاعات بيشتري كسب كنيد به اين تحقيق مراجعه كنيد
اگر ديدي امروز وبلاگم اش شله قلم كار شده تعجب نكنيد چون همه چي توش پيدا ميشه امروز
مظلومترين پيشواي شيعه (2)

در قسمت قبل عرض كردم كه مظلومترين پيشواي شيعه ،شخص رسول اكرم است اينكه چرا گ�تم پيشواي شيعه و نگ�تم پيشواي مسلمانان انهم در حالي كه پيامبر پيشواي همه مسلمانان است به اين دليل بود كه در طول تاريخ
اسلام بيشترين ظلم به پيشوايان مذهب تشيع شده چه شيعه جع�ريه و چه �رقه هاي ديگر ، و از انجا كه به هر حال حضرت پيامبر پيشواي شيعه هم هست و در بين شيعيان �قط ذكر از مظلوميت ائمه و اهل بيت برده ميشود ، خواستم عرض كنم كه رسول اكرم از اهل بيت خود مظلومتر بود .
چند روز پيش كتابي را مطالعه ميكردم در مورد زندگي همسران پيامبر ، چيزي كه توجه مرا جلب كرد اين بود كه اهل سنت سعي دارند در احاديث شان تا انجا كه ميتوانند مشابه �ضائلي كه شيعيان براي حضرت زهرا نقل ميكنند ،انها هم براي عائشه نقل كنند ، و مشابه انهائي كه براي علي ذكر ميشود ،براي ابوبكر و عمر و عثمان ذكر شود .
در اين ميان انكه قرباني ميشود پيامبر است ، از انجا كه در تاريخ �ضائل چشمگيري براي اين سه تن ذكر نشده چاره اي نيست جز اينكه از شان و مرتبه رسول اكرم كم شود ،عمده اين احاديث هم در زمان امويان كه مبغوضترين خل�اي اسلامي حتي در ميان اهل سنت هستند ،جعل شده ،مثلا ذكر ميكنند كه عثمان داراي لقب ذو النورين هست چرا كه 2 تن از دختران پيامبر به همسري او درامدند ،اين �ضيلت را ازانجا براي عثمان درست كردند كه تا با علي كه داماد پيامبر بوده هم شان شود بلكه بالاتر از او باشد ، در صورتي كه طبق تواريخ معتبر پيامبر دختري غير از حضرت زهرا نداشته

براي مظلوم بودن پيامبر همين بس كه 10 سال مجبور به زندگي با همسراني بود كه اورا ازار ميدادند ،و مستقيما مورد توبيخ الهي واقع شدند ،اين را خود اهل سنت در همه كتابهائي كه از عائشه سخن ميگويند ،اورده اند كه او تا چه حد پيامبر را ازار ميداد ،اما از انجا كه او دختر ابوبكر است روايات عجيب و غريبي نقل ميكنند كه او �وق العاده محبوب پيامبر بوده ،از طر� ديگر همان كتابها ذكر ميكنند كه پيامبر عائشه و ح�صه را طلاق داد اما دوباره رجوع كرد .
اين روايات عجيب و غريب ظلم ديگري است در حق پيامبر كه به وسيله ان شخصيت او را زير سوال ميبرند ، حالا اينكه همه اين احاديث �قط براي بالا بردن عائشه است يا هد� لكه دار نمودن شخصيت پيامبر توسط بني اميه كه هيچگاه واقعا اسلام نياوردند يا توسط يهود كه هميشه نسبت به پيامبر و اسلام ،بغض و كينه داشتند ،خود حديث م�صلي است .
�رياد خاخام هم بلند شد

ببينيد كار اسرائيل به كجا مشيده كه يك خاخام يهودي گ�ته :اسرائيل حق ندارد حتي يك وجب از خاك �لسطين را اشغال كند ، همينطور هم بيان كرده كه طبق گ�ته تورات اسرائيل بالاخره نابود ميشود (كجا نابود نمي شود كه اسرائيل ميشود)
اگر دوسا داريد بدونيد چخ گونه بر خانمها و اقايون تاثير بگذاريد به اينجا يك نيم نگاهي بندازيد

Monday, May 06, 2002

تست هوش
اگر �كر ميكنيد خيلي باهوشيد اين تصوير گمشده را پيدا كنيد
پيروزي شيراك

به همه هموطنان عزيزمون كه در �رانسه زندگي ميكنند راي نياوردن لوپن را تبريك ميگم ( نمي گم انتخاب شيراك چون نمي دونم چه گلي به سر مهاجرين زده اما حد اقل ضد مهاجرين نيست )
جالب اينجاست كه 80% ارا رو اورده اونهم نه حب لعلي بلكه بغضا لمعاويه بوده ،
چقدر هم شبيه جريان انتخابات اقاي خاتمي در ايران هست كه مردم اون موقع كه اصلا نميشناختند ايشون را�قط به خاطر اينكه مخال�ت خودشون را به جناح راست نشون بدند به اقاي خاتمي راي دادند .
يك نكته مشترك ديگري هم دراين 2انتخابات مشابه هم هست و اون هم اينه كه مردم از جريانات ا�راطي متن�ند حالا چه ا�راطي مذهبي باشد چه ا�راطي ملي .

سلام

سياه يا س�يد؟

چند روز پيش ديدم تو وبلاگ عمومي نوشتند كه جستجوگر اول از ا�رادي كه سعي دارند بزور مردم را به گريه
بندازند انتقاد كرده و بعد هم خودش مداحي كرده .
شايد بعضي ها �كر مي كنند كه ا�راد يا بي دين بي دين هستند و ديگر نه خدا و نه پيغمبر و نه امام حسين و خلاصه هر چيزي كه به مذهب ربط دارد رو قبول ندارند ،يا اينكه مذهبي هستند و هرچيزي كه به مذهب ربط داشته باشد را دربست قبول دارند ،
ولي من اين رو قبول ندارم ، اگر بنده از خيلي مسائلي كه به اسم مذهب برپا ميشود يا در بين مردم شايع هست انتقاد ميكنم ، به اين معني نيست كه مذهب را قبول ندارم وديگر براي امام حسين هم عزاداري نميكنم و از ذكر نام وياد او خود داري ميكنم ، با خرا�اتي كه وارد مذهب شده مخال�م ،با سوء است�اده هائي كه از نام دين و مذهب و اهل بيت انجا ميشود مخال�م ، با تخدير مردم به وسيله دين و سرگرم كردن اونها با يك سري كارهاي قشري و سطحي مخال�م ، با استثمار مردم به وسيله دين مخال�م ، با بستن زنجيرهائي به دور ت�كر و تعقل مردم مخال�م ولي اصل وجود دين و مذهب را قبول دارم .

اگر نظري در مورد مسائل جنسي دوره نوجواني داريد اينجا مطرح كنيد

Sunday, May 05, 2002

اگر احيانا خواستيد لط� كنيد و از سر مرحمت ا�اضات بنده رو بخونيد لط�ا سعي كنيد مطالب امروز رو از عنوان محبت كردن يا خرج كردن شروع كنيد بخونيد چرا كه همه اش به هم ربط دارد
حكايت مجنون و�صاد
امروز من احتمالا از دنده چپ بلند شدم و همه اش دلم ميخواد غر بزنم و از انجا كه گوشي غير از گوش اين وبلاگ بيچاره پيدا نكردم مجبورم هرچه �رياد دارم بر سر اين م�لوك بزنم ولي براي اينكه حال شما زياد نگيره يك حكايت براتون تعري� ميكنم از مثنوي مولانا
جريان ازين قرار بود كه مجنون بيمار ميشه

جسم مجنون را زرنج دوريي
اندر امد ناگهان رنجوريي
خون بجوش امد زشعله اشتياق
تا پديد امد بر ان مجنون خناق
پس طبيب امد به دارو كردنش
گ�ت چاره نيست هيچ از رگ زنش

خلاصه تشخيص داد كه بايد حجامت كنه يا بقول مولانا �صد كنه (اگر جوان ها نميدونند معني �صد چيست از پدر بزرگشان سوال �رمايند )

بازوش بست و گر�ت ان نيش او
بانگ برزد در زمان ان عشق جو
مزد خود بستان و ترك �صد كن
گر بميرم گو برو جسم كهن

رگ زن تصور �رمود كه مجنون از نيش كارد ترسيده با تعجب گ�ت :
گ�ت اخر از چخ ميترسي ازين
چون نمي ترسي تو از شير عرين؟
شير وگرگ وخرس و هر گر ودره
گرد بر گرد تو شب امده
گ�ت مجنون من نميترسم زنيش
صبر من از كوه سنگين هست بيش
ليك از ليلي وجود من پر است
اين صد� پر از ص�ات ان در است
ترسم اي �صاد اگر �صدم كني
نيش را ناگاه بر ليلي زني
داند ان عقلي كه او دل روشن است
در ميان ليلي و من �رق نيست


اين حكايت لطي� ترين تمثيلي هست كه تاحالا در مورد وحدت عاشق و معشوق شنيدم
�قط در اين موندم كه اقايون كه اينهمه لطي� و رمانتيك تشري� دارند چرا بعد از وصال به يك باره تبديل به عقل مجسم ميشوند و تماما از منطق و اصول و قوانين بشري دم ميزنند؟
نگ�تم امروز از دنده چپ بلند شدم



يك توصيه هم به زنان متاهل
اگر يك وقت طاقتتون طاق شد از دست كارهاي همسرتون و هوس كرديد با كسي درددل كنيد ،هيچ وقت با يك مرد دردل نكنيد ؤچرا كه اون هم چون از همون قشر هست براي شما 1001 دليل مياورد كه شما بايد همسرتون رو درك كنيد و او مجبور هست كار كنه و الي اخر (از همون حر�خائي كه هر شب همسرتون تحويلتون ميده )
�قط با خانمي دردل كنيد كه ايشون هم شرايطي مشابه شما داره تا دوتائي با هم هرچه دلتون خواست بد و بيراه به همسر م�لوك بگوئيد و به اين ترتيب عقده دل را خالي كنيد ،�قط حواستون باشه يك وقت با كسي كه بدتر از شماست دردل نكنيد چون در اون صورت غير از ناراحتي كه داشتيد دجار عذاب وجدان هم خواهيد شد چرا كه احساس ميكنيد شما كه وضعتون خيلي بهتر از اون خانم هست ديگه حق نداريد ناراحت بشيد ،اما خوب ناراحت هم هستيد .

پول خرج كردن يا محبت كردن؟

طي جستجوهاي اخيرم به اين نتيجه رسيدم كه محبت كردن خيلي خيلي از پول خرج كردن سختتره ، اصلا هم جاي تعجب نداره ،چرا تعجب كردي؟
اگر پاي دردل خانمهاي متاهل بشينيد يا خودتون يكي از انها باشيد ميبينيد كه همه از اينكه همسرانشان از صبح علي الطلوع تا بوق سگ مشغول دويدن هستند تا بقول خودشون يك لقمه نون بزارند جلوي زن و �رزندشون ، شاكي هستند ، همه از اينكه شوهرشون كه به همه كاري ميرسه اما وقت نداره روزي يك ساعت وقت صر� زن و بچه كنه ناراحتند ، بنده مطمئنم كه 90% استرسها و ناراحتيهاي زنان متاهل ناشي از بي توجهي همسرانشون هست به اين بهانه كه دارند سعي ميكنند اسباب خوشبختي خانواده را �راهم كنند ،در صورتي كه اين حر� ادعاي مزخر�ي بيش نيست ، چرا كه اكثرا به خاطر دلخودشون دارند اين همه تلاش ميكنند ،وتوان كمتر كار كردن اما �راهم كردن وسائل خوشبختي همسرانشون را دارند ، ولي چون به كارشون علاقه دارند ،چون خواهان ترقي هستند چون زياده طلب هستند و خلاصه به 1001 دليل ديگه پدر خوشون و خانواده بيچاره را در ميارند اخر سر هم منتي سر زن و �رزند ميگزارند كه به خاطر شما بوده
اصلا اگر اين زن و بچه نخواهند اينهمه خوشبخت باشند چه كار بايد بكنند ؟
بهمين خاطر به جوانان مجردي كه هنوز ازدواج نكردند اما قصد دارند به زودي به اين عمل خطير مبادرت ورزند توصيه ميكنم اگر توان ارضاي نيازهاي روحي همسرشون ووقت صر� كردن براي بودن با او را نداريد لط�ا از خير ازدواج بگزريد و خودتون و يك بيچاره ديگر را بدبخت نكنيد
.
سلام
يكي دو روز حس نوشتن تو وبلاگ ندارم ، اخه ميدونيد چيه ؟ اولش كه وبلاگ دار شدم خيلي ذوق زده شدم كه يك جائي پيدا كردم كه ميتونم هرچي حر� تو دلم هست بزنم و هرچي دلم ميخواد بگم كسي هم نيست وسط حر�م گير بده كه چرا اينجوري گ�تي چرا اون جوري گ�تي ، اما يك مدت كه گذشت ديگه احساس كردم دارم با ديوار حر� ميزنم ، ديدم دلم ميخواد جواب بشنوم ،ايراد بشنوم ،اعتراض بشنوم ،اما هيچ صدائي نميشنوم ،هرچند هر چند وقت دوستاني با نامه هاي محبت اميزشون من را شرمنده ميكنند و اظهار لط� ميكنند نسبت به خزعبلات بنده و همين لط� دوستان هست كه نيرو ميده به ادم اما به هر حال جوابي به حر�هائي كه ميزنيم نيست اينه كه دوباره تو تالارها بحث و گ�تگو �عال شدم هرچند هنوز خيلي مونده كه مثل روزهاي اول ايران كليك بشم اما خوب اقلا اونجا يكي پيدا ميشه كه جواب بده و ازونجا كه نمي تونم چندتا هندونه با هم بردارم ،اين هست كه يا اينجا يا اونجا .
ولي امروز دوباره هوس نوشتن تو وبلاگ پيدا كردم ،