Saturday, August 31, 2002

تا انتها حضور

امشب

در يك خواب عجيب

رو به سمت كلمات

باز خواهد شد.

باد چيزي خواهد گ�ت.

سيب خواهد ا�تاد،

روي اوصا� زمين خواهد غلتيد،

تا حضور وطن غايب شب خواهد ر�ت.

سق� يك وهم �رو خواهد ريخت.

چشم

هوش محزون نباتي را خواهد ديد.

پيچكي دور تماشاي خدا خواهد پيچيد.

راز، سر خواهد ر�ت.

ريشة زهد زمان خواهد پوسيد.

سر راه ظلمات

لبة صحبت آب

برق خواهد زد،

باطن آينه خواهد �هميد.



امشب

ساقة معني را

وزش دوست تكان خواهد داد،

بهت پرپر خواهد شد.



ته شب، يك حشره

قسمت خرم تنهايي را

تجربه خواهد كرد.



داخل واژة صبح

صبح خواهد شد.


سهراب سپهری
نويسنده هم نويسنده هاي اون دوره زمونه
نمي دونم چرا با وجود اينهمه پيشر�تهاي علمي بشري يا شايد بهتره بگم تكنيكي اما خيلي چيزها عقب گرد كرده حالا از انسانيت و اخلاق و اين حر�ها نميگم كه كلا مدش ر�ته و بقول بعضي ها دمده شده اينها هيچ ، نويسندگي و شعر و هنر چرا اينقدر پس ر�ت كرده ؟؟؟؟ مثلا من كتابهاي ژان ژاك روسو كه مال 300 سال پيش هست يا �رويد و آدرلر ووو كه تقريبا مال 100 سال پيش بودند ميخونم هر سطرش يك مطلب بود و با اينهمه پر باري خيلي ساده و قابل �هم بود ، حالا اونها هم هيچ كتابهاي شريعتي و جلال ال احمد كه تقريبا مال 50 سال پيش هست ميخونم ميبينم خيلي ساده و قابل �هم هست اصلا طوري با دنياي نويسنده هماهنگ ميشم كه احساس ميكنم ا.ن زمان هستم ، اماا حالا كتابهاي امروزيها اصلا پر از كلمات قلمبه سلمبه و غير قابل �هم هست و كلي هم يك حر� را تكرار ميكند كه آخر سر نمي�همم سر و ته حر�ش چي بود .
نميدونم من زياديقديمي هستم و حر� قديمي ها رو بهتر مي�همم ياا واقعا اونها ساده تر و روان تر و م�يد تر مينوشتند ؟؟؟؟
حالا غير از سادگي ، تكرار مطالب خيلي يك كتاب را كسل كننده ميكنه .
واقعا چرا اينطوري شده ؟؟؟؟
تا يادم نر�ته در مورد يك كتاب جالب هم بگم ، چند روز پيش يك كتابي ديدم تقريبا 150 ص�حه بود يك نگاهي بش انداختم ديدم تعداد ص�حات كتاب تقريبا برابر با ص�حات پاورقي اخر كتاب هست كه منابع رو نوشته ، خيلي حرصم گر�ت بعد كه به مصادر و متن نگاهي اانداختم ديدم مثلا يك جمله نوشته بعد براي هركدوم از جمله ها يك شماره گذاشته تو پاورقي اولش گ�تم شايد اين اينقدر تحقيق كرده كه هر كلمه رو از چند جا پيدا كرده بعد ديدم نه بابا همه اش از يك منبع كه هي تكرار شده ، خلاصه بايد ببينيد اين كتاب را واقعا كه آخر كتاب بود .

Thursday, August 29, 2002

نور اهل آسمان
دوست نداشتم �قط بیام بگم ولادت حضرت زهرا را تبریک میگم ، اما واقعا نمی دونم چی بگم که حق مطلب ادا بشه و میترسم هرچی بگم باز کم باشه که حتما هست به همین خاطر به از احادیث معصومین کمک میگیرم و حدیثی را در مورد ایشون مینویسم

حضرت زهرا به این نام نامیده شد چرا که ایشون زمین را برای اهل اسمان روشن میکردند همانطور که ماه زمین را روشن میکند


Sunday, August 25, 2002

سلام

مدتیه که مطالبی در وبلاگها میخونم در محکوم کردن مطالب یک وبلاگ دیگه که حقیقتا حر�های زشت و رکیکی زده که ...خوب چه میشه کرد از کوزه همان تراود که در اوست .....

و اما حر� من یک چیز دیگه است ، همیشه مخال�تها با اسلام به 2 شکل بوده :1 عده ای ایجاد شبه میکردند یا انتقاداتی از دین اسلام میکردند و حالا یا هد�شون ضدیت با دین بوده یا واقعا براشون شبه و سؤال بوده که در هر 2 صورت لازم بر ا�راد اگاه که به این سؤالها جواب بدند .

2_گروهی هم حر�های زشت و زننده و رکیک میزنند که خوشون سزاورترند به اون حر�ها ، اینها نه ا�رادی هستند که دنبال اگاهی پیدا کردن هستند و نه سؤال دارند صر�ا میخواهند به این وسیله احقاد و کینه های خودشون را به بدترین شکل بیان کنند و به این وسیله احساسات ا�راد مذهبی را هم تحریک کنند که طبیعیه در این صورت پاشخها هم احساسی خواهد بود ، حالا با این ا�راد چه جوری باید برخورد کرد ؟؟؟
باید بریم تو بوق و کرنا کنیم که اهای ملت مسلمان و همیشه در صحنه �لانی �لان جا این حر�های زشت رو زده ، عجب کار زشتی کرده ، ملت هم که اصلا از وجود این خبر ندارند میرن اون مطالب رو میخونند و کلی تبلیغ هم میشه براش و طبیعتا عده ای مخال�ت میکنند و عده ای هم به به و چه چه ، اما ازین روش چه ن�عی عاید ما شد؟؟چه سودی به اسلام رسوندیم ، جز اینکه برای یک سری مطالب زشت و رکیک تبلیغ کردیم ؟؟؟؟
اصلا بنظر من این کار ا�راد مذهبی خودش گناه محسوب میشه چرا که ا�راد رو سوق دادن به سمت خوندن مطالب زشت و رکیک که ممکنه رو عده ای هم تاثیر نا مطلوب بگذاره و از همه بدتر قبح این مساله از بین بره و همه جراتیدا کنند که اینقدر گستاخانه حر� بزنند .

حالا روش قرآن در برابر این مساله چی هست ؟؟
در ایه 68 سوره انعام آمده :
اگردر جائی بودید که عده ای ایات الهی را به مسخره گر�تند از انجا خارج شوید تا وقتی که وارد صحبت دیگری شوند
یعنی اینکه بهترین پاسخ برای این ا�راد بی اعتنائی کردن و ignor کردن اونهاست . نه جار و جنجال راه انداختن وتبلیغ برای خوندن مطالب انها .
در ادامه صحبتهای قبلی دوست عزیزم تنها سؤال کردن که ایا کسی هست که به اخرین مرحله از عشق برسه؟؟؟ (ازون 5 مرحله ای که ذکر شد )

من که موردی رو به این شکل ندیدم اما در داستانها خوندم و لی �کر میکنم این مرحله مخصوص عاشقهای حقیقی و عر�است که به بالاترین مرحله رسیدن و حالا دیگه این دنیا براشون خیلی تنگ شده تا حدی که نه میل غذا دارند نه خواب .....
به هر حال اگرم باشه مال قدیمها بوده تو این دوره زمونه دیگه بعید میدونم همچین عشقی پیدا بشه .