Thursday, December 26, 2002

عکس امروز

شعر امروز

هیچ دانی که من زار گر�تار توام ؟
با دل و جان سبب گرمی بازار توام
هر ج�ا از تو به من ر�ت بمنت بخرم
بخدا یار توام یار و�ادار توام
تار گیسوی تو آخر بکمندم ا�کند
من اسیر خم گیسوی تو و تار توام
بس کن ای جغد، زویرانه ی خود دم بزنید
که در این دایره من نقطه پرگار توام
عار�ان پرده بی�کنده برخسار حبیب
من دیوانه گشاینده رخسار توام
عاشقان سر سویدای تو را �اش کنند
پیش من آی که من محرم اسرار توام
روی بگشای بر این پیر زپا ا�تاده
تا دم مرگ بجان عاشق دیدار توام

جنجال سازی و قهرمان پروری

طی مدتی که از ریاست جمهوری آقای خاتمی میگذره ،،هر روز شاهد یک جنجال سازی از طر� جناح راست هستیم ،،مخصوصا در رابطه با ا�راد مختل� که نتیجه آن قهرمان شدن ان �رد و احتمالا راهی زندان شدن او هست ،،اگر بخواهیم با یک دید بدبینانه به قضیه نگاه کنیم به همه چیز شک میکنیم اصلا انگار توطئه ای پشت پرده هست که در ظاهر عکس ان پیدا میشه ،،اما اگر بخوایم وقایع را همینجور که هست و بدون بدبینی تصور کنیم و این جنجالها را ناشی از ضع� شم سیاسی جناح راست بدونیم قضیه تقریبا حل میشه اما این اعتراض بر اونها وارد میشه که چرا از هر مساله کوچکی که ممکن بود �قط چند صد ن�ر از آن اطلاع پیدا کنند ،،،یک قضیه ملی می سازید و اون را در سطح جهان منعکس میکنید ؟؟
در حال حاضر بارزترین ان، مساله آقای آقا جری هست �رض کنیم این آدم یک �رد مرتد یا منحر� هست که باعث به انحرا� کشیده شدن دانشجویان میشود ،،،بهر حال همه حر�های او پاسخ داشت آیا اگر مساله را در حد همون دانشگاه همدان نگه میداشتند و اونجا مناظره ای با او ترتیب میدادند بازهم این همه آشوب به پا می شد ؟؟وبازهم آقای آقا جری تبدیل به یک قهرمان مظلوم میشد ؟؟؟
چه کسی پشت سر این حوادث هست ؟؟؟وبا چه انگیزه ای ؟؟؟

Tuesday, December 24, 2002

عکس امروز


انسانهای مت�اوت در برابر خدای واحد

یکی از مواردی که در نامه اون دوست معترضمون بود این بود که این ور دنیا مردم اینطورند اونطورند یا تکلی� انسانهای �لان و بهمان چیست و.... که البته این حر� زیاد زده میشه انگار که مثلا من نوعی اگر از معاد و قیامت و حساب گ�تم دیگه خود خداوند شدم و به همه رموز عالم آشنا شدم ،،،،،نه من نمی دونم در دستگاه عظیم الهی حساب و کتابها چگونه است ،، چیزی که میگم به اندازه �همم از آیات و احادیث هست نه کل اونها ،،، به هر حال در داستان شبان و موسی که مولوی در مثنویش آورده مطالب جالبی دیدم در پاسخ به این دوستمون که اینجا مینویسمش :

هر کسی را سیرتی بنهاده ام
هر کسی را اصطلاحی داده ام
در حق� او مدح و در حق تو ذم
در حق� او شهد و در حق� تو سم
ما بری از پاکی و ناپاکی همه
از گرانجانی و چالاکی همه
من نکردم امر تا سودی کنم
بلک تا بر بندگان جودی کنم
هندوان را اصطلاح هند ، مدح
سندیان را اصطلاح س�ند ، مدح
من نگردم پاک از تسبیحشان
پاک هم ایشان شوند و در�شان
ما زبان را ننگریم و قال را
ما درون را بنگریم وحال را
ناظر قلبیم ، اگر خاشع بود
گرچه گ�ت ل�ظ نا خاضع رود
زانک دل جوهر بود ، گ�تن عرض
پس ط�یل آمد عرض � جوهر غرض
چند ازین ال�اظ و اضمار و مجاز ؟
سوز خواهم سوز با آن سوز ساز
آتشی از عشق در جان بر �روز
سر به سر �کر و عبارت را بسوز.

Monday, December 23, 2002

شعر امروز
کی ر�ته ای ز دل که تمنا کنم تو را ؟
کی بوده ای نه�ته که پیدا کنم ترا ؟
غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور
پنهان نگشته ای که هویدا کنم ترا
با صد هزار جلوه برون آمدی که من
با صد هزار دیده تماشا کنم ترا
چشمم به صد مجاهده آیینه ساز شد
تا من به یک مشاهده شیدا کنم ترا
بالای خود در اینه ء چشم من ببین
تا با خبر زعالم بالا کنم ترا
مستانه کاش در حرم و دیر بگذری
تا قبله گاه مومن و ترسا کنم ترا
خواهم شبی نقاب زرویت بر ا�کنم
خورشید کعبه ، ماه کلیسا کنم ترا
گر ا�تند ان دو زل� چلیپا به چنگ من
چندین هزار سلسله در پا کنم ترا
طوبی و سدره منتها گر به قیامت به من دهند
یکجا �دای قامت رعنا کنم ترا
زیبا شود به کارگه عشق کار من
هر گه نظر به صورت زیبا کنم ترا
رسوای عالمی شدم از شور عاشقی
ترسم خدا نخواسته رسوا کنم ترا

با یزید بسطامی
عکس امروز

Sunday, December 22, 2002

شعر امروز

ای پیک راستان خبر یار ما بگو
احوال گل به بلبل دستان سرا بگو
ما محرمان خلوت انسیم غم مخور
با یار آشنا سخن آشنا بگو
بر هم چو میزد آن سر زل�ین مشکبار
با ما سر چه داشت ز بهر خدا بگو
هرکس که گ�ت خاک در دوست توتیاست
گو این سخن معاینه در چشم ما بگو


عکس امروز

پاسخ بنده
خوب با خوندن این 2 پاسخ به چند نکته پی بردم :

1_آقا سهراب همینطور که میبینید این �قط من نیستم که این نظر را دارم غیر از من هم هستند ضمنا من هم جزو مردم امروز هستم ،، حر�های شما هم حر�های جدیدی نیست از هزاران سال پیش گ�ته شده تا الان هم هست بنابراین نتیجه ای که گر�ته میشه اینه که نه دینداری از بین ر�تنی هست نه مخال�ت با دین بنابراین نه من دلم را خوش میکنم و نه شما باید به خودتون وعده از بین ر�تن دین را بدید .

2_با حر� شما موا�قم قبلا هم تحت عنوان حر� نو عرض کردم مردم امروز میخوان حر� نو بشنوند وقتی همان حر�های قدیمی را در قالب کلمات جدید میگی بهتر میپذیرند.

3_وقتی نامه آقا سهراب را خوندم احساس کردم اصلا به مطالب بنده توجهی نکرده اصلا انگار انها را نخونده و صر�ا بر اساس پیش داوری های خودش داره جواب میده بعنی همون چیزی که من تصور میکنم از موانع هم اندیشی هست ،،،شما ببینید من چی نوشته بودم و پاسخ خودتون را هم ملاحظه کنید ،،،

4_چرا ما تا حر� یک موضوعی را میزنیم همه موضوعات دیگر را قاطیش میکنیم ؟؟
حر� از عبادت و جزا و پاداش بود چه ربطی به تقلید و خون زن و مرد وووو داشت ؟؟؟ این هم ا�تی است که تو تالارهای بحث و گ�تگو زیاد پیش میاد و برای همین هم بحثها همیشه منحر� میشه ،،، بهتر نیست بجای ریختن همه مسائل رو هم ، به مساله ای که مطرح شده توجه کنیم ؟؟


یک مطلب و دو پاسخ

چند روز پیش مطلبی تحت عنوان عبادت نوشتم که 2 ن�ر از دوستان در مورد اون اظهار نظر کردند ،،، 2نظر کاملا مت�اوت ،، ابتدا نظرات اونها را اینجا میارم بعد پاسخ خودم را :

1_salam dost khobam va mer30 ke be weblogam sarzadi matlab ebdatet ziba bod bealakhas ke ayehaye goran an ra araste bod be khatere in did baz ke khoda behet enayat karde tabrik migam
2_سلام
من نمیدانم که چه کسی صلاحیت دارد بگوید: یک ن�ر عاقل هست و یا نیست!؟
�کر میکنم که این چیزهایی که 1400 سال پیش گ�ته شده مخصوص و به زبان همان زمان بوده و اگر قرار است که امروز نیز اجرا شود باید به زبان امروزی و بسیار مت�اوت بشود.
یک مثال: اگر آدمی به کسی آزار نرساند و به مال کسی چشم نداشت و عبادت خدار را نکرد تکلی�ش چه میباشد؟!
باور کنید این سر دنیا تو این مملکتها مردم(اکثرا!) همیشه مراعات میکنند که حقی از کسی ضایع نشود و طبیعتا حقی هم از آنها گر�ته نمیشود.تکلی� این مردم چی هست؟!
ظاهرا اگر حر�ی هم بخواهیم برخلا� گ�ته های شما که «از ما بهترون!» به شما یاد داده اند بگوئیم که کا�ر هستیم و اگر زنی داشته باشیم که به ما حرام میشود(و لابد همانموقع به آنها حلال میشود!) و ملحد نامیده میشویم و ریختن خونمان هم حلال است!
زهرا خانم باور کنید دینی که در آن حر� چوب و تو سری و شکنجه و رود عسل و حوری لخت باشد. مورد قبول مردم این زمانه نیست. و حتما تا 50 سال دیگر (دو نسل بعد) هیچ احترامی برای این دین وجود نخواهد داشت!
و �کر میکنم تقصیر �قط به گردن کسانی است که اسلام را اینگونه تبلیغ میکنند!
یا وعده حوری و بستنی �الودۀ شیرازی میدهند برای تطمیع.
و یا وعده سرب داغ و میدهند برای ترور و وحشت.
راستی از کجا میتوان �همیدکه توان من چقدر میباشد؟
کسی از من نپرسید چقدر توان داری وقتی که بر من واجب کردند! 17 رکعت نماز بخوانم و یک ماه روزه بگیرم و ... مگر به غیر از این است که من باید ب�همم توان چقدر هست و نه اینکه به من بگویند چکار بکنم!
میدانید بهشت چه شکلی است؟!
این یکی را من میدانم . شب وقتی �رزندتان در خواب است به صورتش نگاه کنید، و بهشت رو ببینید.
لط�ا به این سوالهای من جواب بدهید: نظر شما راجب تقلید کردن از دیگران چیست؟!(همان تقلیدی که آغاجری گ�ته منظورم است) از دید یک انسان در رابطه با حکم سنگسار چه �کر میکنید؟! شما به عنوان یک مسلمان چگونه به این سوال جواب میدهید؟
نظر شما راجب اينکه به شما بگويند خون پسر شما با ارزشتر از خون دختر شما است چيست؟
چي �کر ميکنيد؟ اگر من تو چشمهاي شما نگاه کنم و به صر� مذکر بودنم به شما بگويم که نص� من ارزش داری و يا اصلا گ�ته شما نص� گ�ته من اعتبار دارد!
میتوانید بگوئید شما به عنوان یک مسلمان معتقد به شکنجه و حوری.برای چی خدا را عبادت میکنید؟؟(دلتون میخواد تو آن دنیا در عوضش چی بگیرید؟!) مو�ق باشی ::سهراب::